به گزارش پایگاه خبری نگاه جوان، به مناسبت روز جهانی عصای سفید، به سراغ خانواده‌ای رفتیم که داستان زندگی‌اش، روایت سال‌ها تلاش برای تحصیل، عبور از دشواری‌ها و ساختن آینده‌ای مستقل است؛ خانواده‌ای که در آن، مریم شیرازی با همراهی همسرش، مسیر آموزش و رشد سه فرزند روشندل خود را دنبال کرده است؛ سه فرزندی که امروز هر یک راهی متفاوت برای ساختن آینده خود برگزیده‌اند؛ امیرحمزه و امیرارسلان در کسوت معلمی به آموزش دانش‌آموزان مشغول‌اند و مرضیه در رشته روان‌شناسی تحصیل می‌کند و در کنار آن، هنرهای دستی را دنبال می‌کند.

یک سال جست‌وجو برای یافتن معلم خط بریل

مریم شیرازی، مادر این سه فرزند و فرزند جانباز شهید اسماعیل شیرازی، از روزهایی می‌گوید که مهم‌ترین دغدغه او و همسرش، پیدا کردن راهی برای تحصیل فرزندانشان بود. تجربه نابینایی در خانواده آن‌ها تازه بود و امکانات آموزشی لازم نیز به‌راحتی در دسترس قرار نداشت.

او در گفت‌وگو با خبرنگار توضیح می‌دهد که پس از معرفی فرزندانش به آموزش‌وپرورش استثنایی، حدود یک سال طول کشید تا معلمی برای آموزش خط بریل پیدا شود؛ معلمی که سرانجام این مسئولیت را پذیرفت و زمینه آغاز آموزش تخصصی فرزندانش را فراهم کرد.

این مسیر تنها به خانواده او محدود نماند و خانواده‌های دیگری نیز که برای تحصیل فرزندان نابینای خود به شهرهایی مانند کرمان و سیرجان رفته بودند، از فراهم‌شدن امکان آموزش خط بریل مطلع شدند.

مادری که در روزهای نخست، کنار فرزندش در کلاس نشست

برای امیرحمزه پلاشی، متولد ۱۳۷۲، روزهای نخست مدرسه با ترس از محیط ناآشنا همراه بود. او به یاد می‌آورد که مادرش حدود یک هفته در کلاس کنارش می‌نشست تا بتواند به فضای مدرسه عادت کند. پس از آن، به‌تدریج با محیط آموزشی سازگار شد و مسیر تحصیل را ادامه داد.

امیرحمزه در دوران تحصیل از خط بریل و ابزارهای آموزشی ویژه استفاده کرد و در ادامه، حضور در مدارس عادی و ارتباط با معلمان و هم‌کلاسی‌ها را تجربه کرد. به گفته او، برخورد مناسب اطرافیان و همراهی جامعه آموزشی، نقش مهمی در شیرین‌شدن تجربه تحصیلش داشت.

با این حال، دسترسی به منابع درسی و کتاب‌های صوتی در سال‌های گذشته یکی از دشواری‌های دانش‌آموزان نابینا بود؛ مشکلی که به اعتقاد او، با گسترش فناوری و ابزارهای دسترس‌پذیر تا اندازه‌ای کاهش یافته است.

امروز امیرحمزه در جایگاه دبیر ادبیات فارسی فعالیت می‌کند؛ جایگاهی که به گفته خودش، زمانی تصور رسیدن به آن را نداشت. او نخستین تجربه ایستادن مقابل دانش‌آموزان به‌عنوان معلم را تجربه‌ای خاص و شیرین توصیف می‌کند؛ تجربه‌ای که مسیر زندگی‌اش را از نشستن در نیمکت دانش‌آموزی به ایستادن در جایگاه آموزش تغییر داد.

از تشویق یک معلم تا انتخاب حرفه معلمی

امیرارسلان پلاشی، متولد ۱۳۷۵ و آموزگار دوره ابتدایی، مسیر دیگری را در دل همین تجربه خانوادگی پشت سر گذاشته است. او در آغاز تحصیل حدود یک سال در مدرسه عادی درس خواند، اما پس از مشخص‌شدن مشکل بینایی‌اش، ادامه تحصیل در محیط آموزشی ویژه را تجربه کرد.

امیرارسلان از معلم تاریخ دوران دبیرستان خود، آقای منوچهری، به‌عنوان یکی از افرادی یاد می‌کند که در انتخاب مسیر آینده‌اش تأثیرگذار بوده است. تشویق‌های این معلم به او انگیزه داد تا تحصیل را ادامه دهد و به حرفه معلمی علاقه‌مند شود.

او حمایت پدر و مادرش را نیز از عوامل مهم شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس خود می‌داند؛ خانواده‌ای که تلاش می‌کرد امکانات موردنیاز فرزندانش را فراهم کند تا آن‌ها به دلیل محدودیت بینایی، از تجربه‌های زندگی و فرصت‌های رشد محروم نمانند.

امیرارسلان امروز در جایگاه آموزگار، همان مسیری را ادامه می‌دهد که زمانی با تأثیرپذیری از معلمانش انتخاب کرده بود. او می‌گوید دوست دارد آموخته‌ها و تجربه‌هایش را به دیگران منتقل کند و حتی اگر بتواند به یک نفر برای پیشرفت در زندگی کمک کند، این کار برایش ارزشمند خواهد بود.

علاقه او به تاریخ نیز همچنان باقی است؛ علاقه‌ای که از کنجکاوی درباره گذشته، رویدادهای تاریخی و روند تغییرات جهان سرچشمه می‌گیرد.

مرضیه؛ از آرزوی دیدن آبی دریا تا ساختن آینده با هنر دستانش

در کنار دو برادری که وارد حرفه معلمی شده‌اند، مرضیه پلاشی، دختر این خانواده، مسیر تحصیلی و هنری خود را دنبال می‌کند. او ۲۱ سال دارد و دانشجوی ترم پنجم رشته روان‌شناسی است.

مرضیه از کودکی کم‌بینا بوده و تا حدود ۱۱ تا ۱۳ سالگی دید بیشتری داشته است؛ اما پس از آن، بینایی‌اش به‌تدریج تارتر شده است. او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه استثنایی گذراند و از پایه هفتم، تحصیل در کنار دانش‌آموزان عادی را تجربه کرد.

یکی از خاطرات و آرزوهای کودکی مرضیه، دیدن آبی آسمان و دریا و محل پیوند آن‌هاست؛ تصویری که همچنان در ذهن او جای دارد. در کنار علاقه به روان‌شناسی، هنرهای دستی نیز از علایق جدی اوست؛ علاقه‌ای که با استفاده از آموزش‌های صوتی اینترنت و گوش‌دادن به توضیحات افراد آموزش‌دهنده، به مهارتی عملی تبدیل شد.

مرضیه ساخت وسایل تزئینی با مهره و مروارید را یاد گرفته است. او برای تشخیص و جداسازی مهره‌ها، از تفاوت اندازه آن‌ها کمک می‌گیرد و مهره‌های هم‌اندازه و مشابه را در ظرف‌های جداگانه قرار می‌دهد تا بتواند کار خود را با نظم بیشتری انجام دهد. ساخت کیف، دستبند، گلدان و دیگر وسایل تزئینی بخشی از مهارت‌هایی است که به‌تدریج آموخته است.

آرزوی او تنها یادگیری و تولید این آثار نیست؛ مرضیه می‌خواهد روزی نمایشگاه یا فروشگاهی برای عرضه دست‌سازه‌های خود راه‌اندازی کند تا بتواند از هنر خود درآمد داشته باشد، به استقلال مالی برسد و به خانواده‌اش نیز کمک کند.

در کنار این هدف، او به آینده شغلی خود در حوزه روان‌شناسی نیز فکر می‌کند و امیدوار است به‌عنوان معلم یا مشاور، به افرادی که با مشکلات روحی و خانوادگی روبه‌رو هستند کمک کند.

فناوری؛ ابزاری برای تحصیل و استقلال بیشتر

یکی از موضوعاتی که در روایت امیرحمزه و دیگر اعضای این خانواده دیده می‌شود، نقش فناوری در کاهش بخشی از محدودیت‌های پیشین است. امیرحمزه می‌گوید قابلیت‌های دسترس‌پذیری تلفن‌های همراه و نرم‌افزارهای گویا، امکان استفاده از برنامه‌ها، پیام‌ها و شبکه‌های اجتماعی را برای افراد نابینا فراهم کرده‌اند.

این ابزارها به افراد روشندل کمک می‌کنند اطلاعات موجود در صفحه را از طریق صدا دریافت کنند و بخشی از کارهای روزمره و ارتباطات خود را مستقل‌تر انجام دهند. تجربه مرضیه در یادگیری هنرهای دستی از طریق آموزش‌های صوتی اینترنت نیز نمونه‌ای از همین ظرفیت است؛ ظرفیتی که می‌تواند فرصت‌های بیشتری برای آموزش، مهارت‌آموزی و اشتغال ایجاد کند.

با وجود این پیشرفت‌ها، تجربه این خانواده نشان می‌دهد که دسترسی به آموزش مناسب، منابع درسی قابل استفاده، ابزارهای موردنیاز و فرصت حضور در جامعه همچنان اهمیت اساسی دارد.

پیام مادر؛ نابینایی نباید مانع تحصیل و حضور در جامعه شود

مریم شیرازی که سال‌های زیادی را صرف همراهی فرزندانش در مسیر آموزش کرده است، امروز ثمره آن تلاش‌ها را در زندگی آن‌ها می‌بیند؛ دو پسری که معلم شده‌اند و دختری که تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه می‌دهد و برای رسیدن به استقلال مالی و شغلی برنامه دارد.

او خطاب به خانواده‌هایی که فرزند نابینا یا دارای معلولیت دارند، تأکید می‌کند که نباید به دلیل شرایط فرزندشان از آینده ناامید شوند یا تصور کنند که او نمی‌تواند درس بخواند، وارد جامعه شود و به موفقیت برسد.

به گفته این مادر، محروم‌کردن فرزندان دارای معلولیت از تحصیل، ارتباط اجتماعی و فرصت تجربه زندگی، مانعی جدی در مسیر رشد آن‌هاست. این فرزندان نیز استعدادها و توانایی‌های خود را دارند و برای شکوفایی آن‌ها باید فرصت و امکانات مناسب فراهم شود

روز جهانی عصای سفید؛ یادآور ضرورت فرصت‌های برابر

روایت خانواده شیرازی و پلاشی، تنها داستان عبور سه فرزند از دشواری‌های تحصیل نیست؛ این روایت از نقش حمایت خانواده، دسترسی به آموزش، تأثیر معلمان و اهمیت باور به توانایی‌های افراد روشندل سخن می‌گوید.

امیرحمزه و امیرارسلان امروز در جایگاه معلم، دانش و تجربه خود را به نسل بعد منتقل می‌کنند و مرضیه نیز با تحصیل در رشته روان‌شناسی و یادگیری هنرهای دستی، برای آینده‌ای مستقل‌تر تلاش می‌کند.

روز جهانی عصای سفید فرصتی است برای یادآوری این نکته که افراد نابینا و کم‌بینا، بیش از نگاه ترحم‌آمیز، به فرصت‌های برابر آموزشی، شغلی و اجتماعی نیاز دارند؛ فرصت‌هایی که به آن‌ها امکان می‌دهد استعدادهای خود را شکوفا کنند، در جامعه نقش داشته باشند و مسیر زندگی‌شان را با اتکا به توانایی‌های خود بسازند.

؛ صدای مردم جنوب کرمان

روایت‌های بیشتر در جامعه بازگشت به نگاه جوان